محمد باقر شريعتى سبزوارى
267
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )
جسمانى كموبيش اختلاف هست ) و مىبايست در وضع حركات غريزى آنها تكامل و ترقى به وجود آيد ، همانطورى كه در انسان كه كارهاى خويش را از روى فكر و نظر و تعليم و تعلم انجام مىدهد ، همهء اين خصوصيات هست . و ) هدايت غريزه به وسيلهء يك نوع الهام غيبى صورت مىگيرد . حكماى اشراق مدعى بودند كه تدبير حيات هر نوع از انواع حيوانات به وسيلهء يك « نور مدبّر » صورت مىگيرد كه آنهم بالأخره منتهى مىشود به نور الانوار و ذات واجب الوجود . اين نظريه را با دلايل علمى نمىتوان ردّ كرد و اگر از هيچ راه از راههاى عادى و طبيعى حركات غريزى قابل توجيه نباشد ، ناچار بايد حكم كرد كه حيوان در حركات غريزى خود به وسيلهء يك نيروى ديگرى كه محيط بر وجودش است هدايت مىشود . چيزى كه هست كيفيت الهام و كيفيت ياد گرفتن و هدايت شدن حيوان مطابق اين نظريه بر ما روشن نيست . ز ) حركات غريزى حيوان همه حركاتى است از روى شعور و اراده و قصد ، و لكن در عين حال اين فعاليتها فعاليت تدبيرى نيست ؛ يعنى حيوان فعاليتهاى خود را به منظور نتايج طبيعى آنها انجام نمىدهد ، بلكه از نتايج طبيعى افعال خود به كلى بىخبر است . چيزى كه هست وضع ساختمان هر حيوانى ( نسبت به كارهاى غريزى مخصوص خودش ) طورى است كه از آن افعال طبعاً لذت مىبرد و حيوان بدون آنكه از نتيجهء آن فعل آگاه باشد و بدون آنكه ميل به نتيجهء فعل او را تحريك كرده باشد ، بلكه فقط براى لذتى كه از نفس فعل عايد حيوان مىشود ، فعاليت مىكند . براى توضيح مطلب مىتوان دو نوع فعاليتى كه در انسان ديده مىشود مورد مطالعه قرار داد . انسان هر چند هر فعاليتى را براى آرزويى و رسيدن به يك لذتى و ارضاى يك تمايلى انجام مىدهد ، ولى در بعضى از افعال مستقيماً خود فعل را نمىخواهد ؛ يعنى خود فعل لذت بخش نيست ، بلكه بسا هست مقرون به رنج است و لكن آن فعل ، انسان را به يك مقصود نهايى نزديك مىكند ؛ از قبيل شخم زدن زمين و دانه پاشيدن و درو كردن و خرمن كردن و . . . كه يك نفر كشاورز براى يك مقصود اصلى و نهايى انجام مىدهد . در اينگونه افعال چون خودشان مطلوب و مقصود نيستند و تمايلات انسان را به سوى خود